دختر کوچولو یه من سلام عزیزم

دیگه چیزی به لحظه دیدارمون نمونده ۲۳ روز دیگه،

دیروز شما رو تو سونو دیدم خیلی‌ بزرگ شدی عزیزم ،

مامانی از اول این هفته دیگه سر کار نمیره به مدت یک سال ‌مرخصی هستم تا در کنار هم باشیم خانوم کوچولو یه من 

از تو  می‌خوام یه دختر قوی با اراده و مستقل باشی‌ من و بابا بی‌ صبرانه منتظر ورودت هستیم کوچولو یه من

 Image and video hosting by TinyPic

 -هنوز از مراسم قسم ما خبری نشده ۲.۵ ماه از امتحان سیتیزن شیپ ما می‌گذره فکر کنم بیفته نزدیک زمان زایمان من 

+ نوشته شده توسط نلی در چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 و ساعت 19:9 |
سلام به همه

به هفته ۳۴ نزدیک میشم و دختر کوچولو یه درونم بزرگ و بزرگتر،تاریخ سزارین برای اوایل اکتبر برنامه ریزی شده ،

تا ۲ هفته دیگه بیشتر سر کار نمیرم،این روزا مشغول آموزش نیروی جدیدی هستم که برای یکسال جای من استخدام شده

اتاق فرشته کوچولومون رو هم چیدیم و مامان هم تا ۳ هفته دیگه به ما ملحق می‌شه 

دوستانی که کوچولو‌هاشون اخیرا تو کانادا به دنیا اومدن و از طریق واشنگتن پاسپورت و شناسنامه ایرانی‌ گرفتن می‌شه لطفا راهنمایی‌ کنن پروسه چجوری یه و چند وقت طول میکشه؟؟

در پناه حق باشید

+ نوشته شده توسط نلی در دوشنبه سوم شهریور 1393 و ساعت 4:38 |
زمان به صورت برق می‌گذره و زندگی‌ مثل همیشه در جریانه

ما اکتبر ۲۰۱۳ برای سیتیزن شیپ اپلای کردیم و این ماه (جون)دعوت به امتحان شدیم،یعنی‌ در عرض ۸ ماه کارا انجام شد امروز هم امتحان رو داریم حالا باید منتظر باشیم برای قسم دعوت بشیم

اینم آخرین مرحله از پرونده مهاجرت ما به کانادا،حالا ببینیم اول ما سیتیزن میشیم یا فسقلی مون

baby laughing icon

+ نوشته شده توسط نلی در چهارشنبه چهارم تیر 1393 و ساعت 5:48 |
Lilypie Pregnancy tickers

 

در آستانه دهمین سالگرد ازدواجمون و ۴ امین سال ورودمون به کانادا منتظر ورود فرشتهٔ کوچولومون به جمعمون هستیم،

خدای مهربون حافظ کلبه کوچولوی ما باش

 

پی‌نوشت:دوستان عزیز یه زمانی‌ اینجا رو خیلی‌ دوست داشتم ولی‌ الان حس می‌کنم بعضی‌ خواننده‌های این وبلاگ وظیفه من می‌دونن که اینجا رو مرتب به روز کنم و اگه بروز نشهگله می‌کنن،نه دوستان عزیز من مسئولیتی در این زمینه ندارم اگر هم این وبلاگ رو نگه داشتم برای اینکه هر پستش برام خاطره هست و به خیلی‌‌ها تونسته کمکی‌ ناچیز در زمان‌های مختلف بکنه،

کاش یه زمانی یاد بگیریم که اینقدر متوقع از دیگران نباشیم و دیگران رو همون‌جور که هستن بپذیریم 

شاید دیگه اینجا رو به روز نکنم چون دیگه انگیزه‌ای برای اینکار ندارم،

همتون رو به خدای مهربون می‌سپرم

 

 

+ نوشته شده توسط نلی در سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 و ساعت 4:42 |
دوستای خوبم متاسفانه پدر شوهرم دیروز به رحمت خدا رفتن، 

دوستایی که در جریان بودن ایشون سرطان پیشرفته داشتن لطفا برای امرزششون یه فاتحه بخونین 

من و 
با سی‌ فردا راهی ایران هستیم برای یه مسافرت کوتاه ۸-۹ روزه، 

لطفا برامون دعا کنین شوشو بتونه کنار بیاد با این مصیبت
+ نوشته شده توسط نلی در سه شنبه سی ام مهر 1392 و ساعت 5:57 |
دوستان عزیز ممنون از لطف و دعاهای خوبتون.

بابای باسی رو حدود یه هفته پیش عمل کردن و یکی از تومورها رو برای ازمایش فرستادن.مشخص شده پشت کمرشون پر از توده های بدخیم هست و متاسفانه هر دو پاشون بی حرکت شده.۲-۳ روز بعد از عمل مرخص شدن و خونه هستن و بیشتر وقت بصورت درازکش روی تخت هستن.باسی هم برای دو هفته ایران بود و اواسط این هفته برگشت کانادا.

فعلا دکترها دارن بررسی می کنن ریشه این بیماری بد که اسمشو نمی خوام بیارم از کجا بوده که به کمر سرایت کرده.کلا هیچ کدوممنون حال و روز خوبی نداریم.

برای بابای باسی هم خیلی سخته.اون که تا چند وقت پیش سرپا بود و سر کار می رفت الان اینقدر حرکتش محدود شده.

خدای مهربون به همه مریضا سلامتی عطا کن در این روز عزیز.

در ضمن روز همه پدرهای عزیز مبارک.

 

 

+ نوشته شده توسط نلی در جمعه سوم خرداد 1392 و ساعت 7:39 |
دوستان خوبم سلام .از اظهار همدردی و محبتتون خیلی ممنونم.

برای باسی بلیط گرفتیم و چهارشنبه صبح برای دو هفته اومد ایران.چون فرصت کمی بود برای خرید بلیط خیلی گزینه نداشنیم و قیمت هم نسبتا گرون بود.بلیط رفتش ایر کانادا-ایران ایر توقف در لندن هست و بلیط برگشتش ایران ایر-لوفت هانزا توقف در فرانکفورت هست.رفتنی کمی تو فرودگاه ونکوور اذیت شدیم چون افیسر ایر کانادا می گفت برای ترانزیت تو لندن ویزا لازمه و شما ویزا ندارید و ... خلاصه ما رو حدود ۲۰ دقیقه علاف کرد.ولی ویزای ترانزیت لندن مدتهاست که برداشته شده و نیازی به ویزای ترانزیت نیست.خلاصه بعد از اینکه با سوپروایز و مدیر ایرکانادا  کلی این ور و اونور زنگ زدن و چک کردن و ما رو بیرون صف تو استرس برای ۲۰ دقیقه نگهداشتن خلاصه کارت پروازشو دادن.حرفشونم این بود که اگه بدون چک کردن بذارن باسی بره و اونحا تو لندن دچار مشکل بشه توقفش ایر لاین رو ۵۰۰۰ دلار جریمه می کنن!جوری برخورد می رکدن که انگارباسی اولین نفری هست که بدون ویزای شینگن تو لندن توقف داشت و با ایرا کانادا پرواز داشت و این افیسر های ایر کانادا هم تجربه مشابه ای نداشتن.با اینکه پی ار کارت و پاسپورت ایرانیش دستش بود باز هم کلی معطل شدیم تا بله رو دادن.تصمیم دارم یه نامه شکایت از برخورد ایرا کانادا براشون بفرستم.

دوستان ،الان خبردار شدم که پدر باسی رو فردا عمل می کنن.ازتون خواهش می کنم با دلهای پاکتون برای سلامتیشون دعا کنید.امیدوارم نتیجه عمل رضایت بخش باشه.

 

بهتون نتیجه رو خبر می دم.

 

+ نوشته شده توسط نلی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 11:26 |
سلام دوستان عزیز.

بعد از یه وقفه طولانی اومدم که بنویسم.متاسفانه بصورت کاملا ناگهانی پدر باسی دچار مشکل جسمی شدیدی شدن که از حدود یک هفته پیش بطور کامل از پا افتادن و قادر به حرکت نیستن.مشکل توموری هست که سرتاسر ستون فقرات رو تا گردن پوشونده و پیشرفت داشته و پاها رو از کار انداخته.ما هم اینجا اروم و قرار نداریم و کارمون گریه و غصه است.

متاسفانه دکترشون ایشونرو جواب کردن و حتی عمل جراحی هم کارساز نیست.البته دارن نظر دکترهای دیگه رو هم جویا می شن.مادنبال بلیط برای باسی هستیم که خودشو برسونه ایران و پیش خانواده اش باشه.

روزگار خوبی نیست.به دعاهای پاکتون نیازمندیم.

+ نوشته شده توسط نلی در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 و ساعت 9:45 |
سلام دوستان عزیز.امروز سه شنبه اولین روز سال ۲۰۱۳ است.من دیروز دوشنبه ۳۱ دسامبر نصف روز بودم امروز اول  ژانویه هم تعطیلم ولی باسی از ۱۰ صبح تا ۷ بعد از شهر سر کاره.

کار و زندگی مثل همیشه در جریانه.انگار اینجا سرعت زندگی خیلی خیلی بیشتر از ایرانه.روزا به سرعت برق و باد می گذره و چشم به هم می زنی سال جدید از راه می اد.

خبر جدید اینکه مدیر شرکتمون که یه خانم حدود ۴۰ ساله است چند وقت پیش بهمون خبر داد داره دوباره مامان می شه وحامله است و از می ۲۰۱۳ به مدت یکسال می ره مرخصی زایمان.من خیلی دوسش دارم یه خانم اهل رومانی و باهوش و قوی و موفق.خیلی خوشحالم که در کنار اون و در این شرکت کار می کنم.

چند وقت پیش داشتم پاسپورتامونو نگاه می کردم دیدم اعتبار پاسپورتم ۴-۵ ماه دیگه تموم می شه.از اون طرف هم سفارت ایران تو کانادا بسته شده.خلاصه خانواده ام زنگ زدن به  ۲۷۷۷ دفتر امور ایرانیان خارج از کشور که تو وزارت امور خارجه هست و ازشون راهنمایی خواستن.روال کار اینجوری شد که ما عکس پاسپورت بندازیم و به همراه اجازه همسر که در دفتر نوتاری پابلیک مهر شده و فرم درخواست تعویض پاسپورت و کپی کارت اقامت مدارکو یکی از دوستانمون برد ایران به دست خانواده ام رسید.مامانینا هم مدارک رو بردن دفتر وزارت امور خارجه سمت توپخونه و بعد از واریز مبلغ ۸۸ یورو(حدود ۳۷۰ هزار تومن)  مدارک رو تحویل گرفتن و پاسپورت جدیدم ظرف دو هفته حاضره.متاسفانه مدارک باسی رو قبول نکردن چون پاسپورتش تا یکسال دیگه اعتبار داره و اونا گفتن تنها در صورتیکه زیر ۶ ماه باشه اینکارو می کنن.

نمی دونم کس دیگه ای از دوستان خارج از کانادا هم برای تمدید پاسپورت اقدام کرده یا نه.شنیدم از طریق امریکا هم می شه اقدام کرد.اگر کسی تجربه ای داره لطفا بگه بدونیم نوبت باسی شد چیکار کنیم.شاید کسی رو گیر نیاریم دوباره اون موقع بخواد بره ایران.

خلاصه الان بی پاسپورت نشستیم تا پاسپورتا از ایران برسه:)

سپتامبر ۲۰۱۳ ما سه ساله می شیم و می تونیم برای سیتیزن شیپ اقدام کنیم.از نوامبر ۲۰۱۲ شرط مدرک زبان هم اضافه شده.برای همین من در امتحان CELPIP General-LS  برای اواسط فوریه ثبت نام کردم.از حالا همه وقتا تا اون موقع پر بود.هزینه امتحان هم ۱۵۰ دلار +تکس هست.باید Level 2H یا بالاتر قبول بشیم که کار سختی نیست .باسی رو هم باید ثبت نام کنم که امتحان بده .اینم لینکش:

http://www.cic.gc.ca/english/citizenship/language.asp

از طرفی دونفر از دوستانمون که مدارکشونو قبلا برای سیتیزن شیپی فرستاده بودن جدیدا براشون فرم Residence Questionnereاومده که باید مجددا یک سری مدارک برای اثبات اینکه در کانادا بودن و زندگی کردن بفرستن.ما یک نیم نگاهی هم به این مدارک داریم تا زمانش برسه و اقدام کنیم.

چند وقت پیش تو یه کارگاه اموزشی برای درخواست سیتیزن شیپی شرکت کرده بودم اونجا توصیه می کرد که حتما کتاب رو به دقت بخونین همینطور زیر نویس عکسا و اسامی و تاریخ ها رو و به نمونه سوالهای تو کتابخونه و اینترنت بسنده نکنید.همینطور می گفت بعد امتحان افیسر یه سری سوال جوابهای کوتاه باهاتون می کنه خیلی حواستون باشه که حرف اضافی نزنید که نظر افیسر برگرده.ممکنه امتحانو خوب بدید ولی افیسر نطر بده که شما شرایط لازم رو ندارید و کار به قاضی بکشه.مثلا بپرسه شما چرا نورث ونکوور رو برای زندگی انتخاب کردی ؟و شما بگی ترجیح می دم با ایرانی ها در ارتباط باشم  یا از مردم کشور های .... بدم می اد و ....اونوقت ممکنه حس کنه شما انعطاف پزیذی زندگی و همجوشی با جامعه مولتی کاچر رو نداری و ... یا تو حرفای شما اگه ضد و نقیض بشنوه ممکنه تو نظرش تاثیر بذاره.

زندگی در اینجا جریان داره.اسمون ونکوور مثل بیشتر روزای سال ابری یه.خورشید خانوم هم بجز معدود روزهایی تو بهار و تابستون رخنمایی نمی کنه.خلاصه از صبح تا شب نوری در اسمون نیست و اسمون ابری و گرفته است مثل صبح زود یا بعد از ظهر که افتاب از اسمون تهران می رفت.بیشتر وقتا هم نم نم بارون هست ولی دیگه ما عادت کردیم.

دیروز که با خانواده ام صبحت می کردم مامانم گفت مادر بزرگ عزیزم قلبش ناراحته و بخش سی سی یو ی بیمارستان بستری شده.لطفا برای سلامتیش دعا کنید.

امیدوارم همه دوستان خوب باشن و روزهای خوب و موقی رو در پیش داشته باشن.

مراقب خودتون باشید.

 پینوشت:دوستان غلط های تایپی منو تو پستام ببخشید کیبورد من فارسی نیست و بدون لیبل خیلی سخته تایپ کردن.اینو یکی از دوستان تو کامنتا تذکر داده بود.سعی می کنم حتی الامکان غلط ها رو اصلاح کنم.

پینوشت ۲:دوست عزیزی از میترا و پوریای عزیز سراغ گرفته بودن تا جایی که من مطلع هستم هر دو دوره های حسابداری رو می گذروندن.اگه در وبلاشون پیغام گذاشتید حتما دیدن و اگه امکانش باشه پاسختونو می دن.

 

 

+ نوشته شده توسط نلی در چهارشنبه سیزدهم دی 1391 و ساعت 3:37 |
سلام دوستان عزیز.

بالاخره وقتش شد که من این خبرو تو وبلاگم اعلام کنم.ما داریم به خونه جدیدمون نقل مکان می کنیم.

با کمک خدای مهربون من و باسی موفق شدیم  یه اپارتمان دوخوابه تو شهر خودمون پش خرید کنیم و اخر سپتامبر به خونه جدیدمون اسباب کشی داریم.اینجا قیمت خونه رنجش نسبتا بالاست و خونه های جدید شامل پرداخت ۱۲٪ HST هستن ولی حدود نصف مبلغی که برای مالیات می دین بهتون بر می گرده.خونه ما هم تو یه LOW RISE ۴ هست.البته ما خونه ایرانمونو فروختیم و ۲۰٪ DOWN PAYMENT گذاشتیم و ۸۰ ٪ وام گرفتیم.

۴ سپتامبر( روز دیگه)می شه دو سال که وارد کانادا شدیم.کار و زندگی طبق روال قبلیش ادامه داره .از خانواده هامون خواستیم مدارک ترجمه اسناد مالی و حساب بانکیشونو برامون بفرستن که برای ویزا براشون اقدام کنیم.

دلم خیلی براشون تنگ شده و با این حساب که پیش می ره فکر نمی کنم سال دیگه بتونیم بریم دیدنشون.

 

این روزا هم اخرین روزهای گرم ونکوور هست و بزودی بارون و روزهای ابری شروع می شه.

به امید سلامتی و موفقیت و خبرای خوب برای تک تک دوستان عزیز.در پناه خدای مهربون شاد و سلامت باشید.

+ نوشته شده توسط نلی در یکشنبه دوازدهم شهریور 1391 و ساعت 22:45 |