خیلی از دوستای خوبم ازم خواستن که جریان افداممون برای مهاجرت کانادا رو براشون بنویسم.منم سعی می کنم همه چیز رو با جزییاتش تا جاییکه حافظم یاری کنه بنویسم.اخه وفتی هم که ما می خواستیم اقدام کنیم بجز سایت مهاجرت کانادا(فدرال) و سایت مهاجرت کبک و چند  تا وبلاگ دوستانی که مهاجرت کرده بودن راهنمای دیگه ای نداشتیم.امیدوارم نوشته های من کمکی هر چند کوچم برای بچه هایی باشه که در فکر اقدام هستن.

اول از همه می تونین به سایت مهاجرت کبک یه سر بزنین و فرم ارزیابی انلاینشو پر کنین و اگه امتیاز اوردین بقیه مراحل رو ادامه بدین.

اینم بگم که من و باسی از طریق استان کبک(تنها استان فرانسه زبان کانادا)اقدام کردیم.دلیلش هم این بود که من یه اشنایی مختصری با زبان فرانسه داشتم و فرایند مهاجرت از طریق این استان سریعتر از فدرال بود.بنابر این من با مدرک مهندسی صنایع و اشنایی خوب با زبان انگلیسی و اشنایی مقدماتی فرانسه در اون زمان شدم main applicant و باسی هم با توجه به اشنایی کمترش با انگلیسی و مدرک دیپلم شد همراه من.

خوب از کجا شروع کتم؟از تابستون سال ۸۵ که من و باسی تصمیم گرفتیم کانادا رو برای مهاجرت انتخاب

کنیم.من چهار ترم بود که فرانسه رو تو کانون زبان ایران شروع کرده بودم(ترم NES1 بودم).انگلیسیم هم خوب بود .شروع کردیم به جمع اوری اطلاعات از طریق اینترنت در خصوص مهاجرت به کبک.

ما تصمیم گرفته بودیم خودمون اقدام کنیم.برای همین هر روز من می رفتم سایت کبک و اطلاعات مربوط به قسمت permanent worker و می خوندم.بعد شروع کردم به پرینت گرفتن فرمها و مدارک مورد نیاز.به پرونده درست کردم از مدارکمون.یه چک لیست بود که طبق اون مدارک رو می چیدیم تو پرونده.

در همون زمان هر دومون رفتیم دنبال مدرک اصل دیپلم و لیسانس و ترجمه مدارک از جمله شناسنامه-سند ازدواج اسناد مالی و تحصیلی و .... که حدود 2-3 ماه وقتمونو گرفت.اصل مدرک دیپلم من تو دبیرستان محل تحصیلم بود و اصل مدرک لیسانسمو با توجه به اینکه 7-8 ماه از تعهد خدمتم  به دولت باقیمونده بود (فارع التحصیل های دانشگاههای دولتی حداقل 4 سال تعهد خدمت دارن)با یه مبلغ خیلی کم فکر کنم زیر 100.000 تومان خریدم.

اون زمان هنوز بانکهای ایران تحریم نبودن و ما هزینه اقدام برای مهاجرت از طریق کبک رو که 390 دلار برای نفر اصلی و 150 دلار برای همراهش بود رو از طریق بانک مرکزی شعبه بازار چک تضمینی گرفتیم برای ministre de finance du quebec .و این چک رو به همراه فرمهای پر شده و عکس و اصل چک حدود اواخر شهریور سال 85(سپتامبر 2006)دادیم دست یکی از دوستامون که از شانسمون وقت مصاحبه داشت تو سفارت کانادا تو سوریه که ببره بده اونجا.روال عادیش اینه که معمولا مدارک رو با یه پست معتبر مثل DHL می فرستن سفارت کانادا تو سوریه(دمشق).ولی اماده شدن مدارک ما صادف بود با وقت مصاحبه این دوستمون.

خلاصه با تحویل دادن این مدارک یه نفس راحت کشیدیم و منتظر بودیم دوستمون با FILE NUMBER ما از دمشق برگرده.غافل از اینکه فایل نامبر رو فقط به دست خود متقاضی می دن و اگه خودش مدارک رو تحویل نده به ادرسش پست می کنن.خلاصه ما هم رفتیم در انتظار دریافت شماره پرونده.این شماره حدود ماه نوامبر 2006 به دستمون رسید.دیگه داشتیم از نگرانی می مردیم.نکنه پستچی اورده مانبودیم گم شده و .... خلاصه اینکه نامه رو یه روز که ما خونه نبودیم همسایه طبقه پایینیمون که بعدن فهمیدیم اونا ه برای مهاجرت اقدام کردن و قبول شده بودن برمون تحویل گرفته بودن و یه شب که خسته و کوفته از بیرون برگشته بودیم ساعت 11 شب دیدیم یه ÷یغام به در خونمون چسبوندن که ما یه نامه مهم براتون تحویل گرفتیم.خلاصه اون شب یکی از بهترین شبای زندگی ما بود.

یعنی حدود 2-3 ماه بعد از تحویل مدارک در دمشق فایل نامبرمون به دستمون رسید.این فایل نامبر فقط اینو می گفت که ÷رونده شما بازگشایی شده و نقصی نداشته و در نوبت بررسی یه .بعد از این مرجله  شنیده بودیم 1-2 سال طول می کشه تا برای مصاحبه صدامون کنن.در نتیجه من بصورت جدی و بدون وقفه زبان فرانسه مو تو کانون زبان ادامه دادم.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط نلی در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 20:43 |